»
نا گفته هائی از دار العلم شیراز
(دوشنبه 16 فروردین 1389)
بازديد : 200
بسم الله الرحمن الرحيم
شيراز جنت طراز و فارس زر خيز را دار العلم ناميده اند. در پيشينه ي اين سامان نام بزرگاني عالِم و فرزانه همچون سعدي ، حافظ ، ملاصدرا ، سيد عبد الحسين لاري و ... به چشم مي خورد؛ معروف بود که مي گفتند : ائمه جماعات مساجدي هم که در دل کوچه پس کوچه هاي شيراز جاگرفته بودند ، مجتهد يا لا اقل قريب به اجتهاد بوده اندو عالماني بزرگ چونان آيات: سيد نورالدين حسيني الهاشمي، بهاء الدين محلاتي، شهيد عبد الحسين دستغيب نيز در دوران معاصر هر يک برگ زريني بر افتخارات اين ديار افزودند. و اينک مائيم و سلف صالح اين عالمان وارسته که به لطف الهي اين سرزمين هيچگاه خالي از وجود آنان نبوده است و تا هست چنين باشد و تا باد چنين باد... .يکي از موانع شناخت اين بزرگان حجاب معاصرت است که تا هستند برکات وجود ي ايشان مجهول است و همين که از ميان ما رخت بر بستند نوحه و فغان سر ميدهيم که :
((اي واي ز دنيا رفت جانشين پيغمبر.))
افراد جامعه خصوصا فرهيختگان براي اينکه به چنين گرداب و مهلکه اي نيفتند بايستي درست به همان ميزاني که با هوشياري از ميدان دادن به چهره هايي که مي خواهند از مردم نردباني براي ترقي خود بسازند و در پي جمع آوري مريد هستند تا خود را ترويج کنند ، خود داري نمايند ، در مقابل بايستي قدر بزرگان خود را بدانند و گوهر شناسي نمايند تا چهره تابناک فقهاء و دانشمنداني که پشت ابرهاي تيره جهالت و ناداني و يا احيانا غرض ورزي ها مستور مانده است مجال درخششي شايسته بيابد. کافي است به استانهاي همجوار نظري بيفکينم تا در يابيم که آنان فارغ از هياهوهاي غلط جناحي و سياسي چگونه با هوشمندي ذخاير علمي خود را بزرگ ميدارند تا قدر ، ارزش و شأن شهر و ديارشان مضاعف گردد .جوانان فاضل و عالم را در رتبت خويش عزيز مي شمارند و مقام علمي . ميانسالان فرهيخته و دانشمند را پاس ميدارند و دست نياز به سوي خردمندان و جهانديدگان خود دراز مي کنند تا آنان از درياي وجود فقهي و معنوي خويش ايشان را سيراب نمايند.امروز مراجع بزرگوار تقليد که بهترين و انديشه ورز ترين افراد جامعه در فقه و معنويت و ديانت هستند اين دردانه هاي با ارزش و قيمتي را در اين ديار زرخيز مي شناسند؛ که نوشته هاي اين حضرات در تجليل از مقام علمي و معنوي کساني که چه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي و چه در صحنه هاي گوناگون بعد از آن ، علم ،درايت و خلوص خود را به منصه ظهور رسانيده اند ؛ مهمترين گواه بر اين مدعاست اما بايد افسوس خورد که چرا بعضي ارزش اين همه ذخاير غني را نمي دانند ... آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي کرد.اين سخن درستي است که علماء عزيز ما با توجه به آنچه در مکتب وحي آموخته اند بي اعتنا به عناوين علمي و يا اقبال و ادبار اين و آن هستند و البته اين وظيفه الهي آنان است؛ اما آيا اين مهم چيزي از تکليف ديگران مي کاهد ؟ آيا خداوند خود نفرمود که : و الّذين اوتوا العلم درجات؟ ايا رسول اعظم (ص) نفرمود: علماء امتي افضل من انبياء بني اسرائيل؟ و آيا امير کلام مولي الموحدين علي(ع) نفرمود : من علّمني حرفا فقد صيّرني عبدا؟
آيا مي توان ساکت و صامت از کنار اين همه حجت و براهين آشکار در وجوب تجليل از مقام علماء گذر کرد و خود را به اين دل خوش نمود که چون حضرات آقايان خود نسبت به اين مقوله بي اعتنايند پس ما هم بايستي چنين باشيم؟ در حالي که شرع و عقل، حکم به اکرام و بزرگداشت قولي و عملي از ايشان مي نمايد.
در اين ميان تکليف رسانه هاي جمعي سنگين تر است چرا که ايشان به عنوان چشم و گوش و زبان گوياي جامعه بايد منعکس کننده حقايق و معرّف گنجينه هاي اين سرزمين باشند و البته پاسخ به اينکه آيا تا به حال چنين بوده است يا خير را به يک ارزيابي منصفانه ارجاع مي دهيم .شايان اهميت است که بايد توجه داشت ،به همان ميزاني که تملق گويي و چاپلوسي مذموم و نکوهيده است، کم توجهي و ارزش ننهادن به مقام علماء و بزرگان نيز نشان رَشک و حسادت است، که ريشه هاي ايمان را مي سوزاند و بناي عمل صالح را ويران مي نمايد.
خلل پذير بود هر بنا که مي بيني مگر بناي محبت که خالي از خلل است
در هر حال حوادث و فتنه پس از انتخابات رياست جمهوری فرصتي دوباره پدید آوردتا کاستي هاي قصور و تقصيرها را در باره علماء وارسته که در همه شرايط به خوبي از عهده امتحان بر آمده اند و همچنان مردمي مانده اند را جبران نماييم .
فرصتي است تا باور کنيم که اين استان با وجود استوانه هاي علمي ـ فقاهتي و مجتهديني که دارد همچنان مي تواند دارالعلم بماندو بالأخره فرصتي است تا قدر شخصيت هاي وزين علمي ـ انقلابي و معنوي خود را بيش از گذشته بدانيم و در پرتو فقاهت و درايت و ذکاوت ايشان فارس را به جايگاهي که شايسته آن است برسانيم به شرط اينکه نگاه هايمان را از يکسونگري و تنگ نظري ها برداشته و با سعه صدر و حفظ حرمت صاحبان فضيلت به افق نظاره کنيم و در انتظار آينده اي سبز باشيم.
إنتهضوا الفُرص فإنّها تمرّ مرّ السّحاب
فرصتها رامغتنم شمارید پس بدرستی که آنها در زندگانی شما چونان ابر به سرعت در گذرند.
« محمد مهدی جاويد »
شيراز جنت طراز و فارس زر خيز را دار العلم ناميده اند. در پيشينه ي اين سامان نام بزرگاني عالِم و فرزانه همچون سعدي ، حافظ ، ملاصدرا ، سيد عبد الحسين لاري و ... به چشم مي خورد؛ معروف بود که مي گفتند : ائمه جماعات مساجدي هم که در دل کوچه پس کوچه هاي شيراز جاگرفته بودند ، مجتهد يا لا اقل قريب به اجتهاد بوده اندو عالماني بزرگ چونان آيات: سيد نورالدين حسيني الهاشمي، بهاء الدين محلاتي، شهيد عبد الحسين دستغيب نيز در دوران معاصر هر يک برگ زريني بر افتخارات اين ديار افزودند. و اينک مائيم و سلف صالح اين عالمان وارسته که به لطف الهي اين سرزمين هيچگاه خالي از وجود آنان نبوده است و تا هست چنين باشد و تا باد چنين باد... .يکي از موانع شناخت اين بزرگان حجاب معاصرت است که تا هستند برکات وجود ي ايشان مجهول است و همين که از ميان ما رخت بر بستند نوحه و فغان سر ميدهيم که :
((اي واي ز دنيا رفت جانشين پيغمبر.))
افراد جامعه خصوصا فرهيختگان براي اينکه به چنين گرداب و مهلکه اي نيفتند بايستي درست به همان ميزاني که با هوشياري از ميدان دادن به چهره هايي که مي خواهند از مردم نردباني براي ترقي خود بسازند و در پي جمع آوري مريد هستند تا خود را ترويج کنند ، خود داري نمايند ، در مقابل بايستي قدر بزرگان خود را بدانند و گوهر شناسي نمايند تا چهره تابناک فقهاء و دانشمنداني که پشت ابرهاي تيره جهالت و ناداني و يا احيانا غرض ورزي ها مستور مانده است مجال درخششي شايسته بيابد. کافي است به استانهاي همجوار نظري بيفکينم تا در يابيم که آنان فارغ از هياهوهاي غلط جناحي و سياسي چگونه با هوشمندي ذخاير علمي خود را بزرگ ميدارند تا قدر ، ارزش و شأن شهر و ديارشان مضاعف گردد .جوانان فاضل و عالم را در رتبت خويش عزيز مي شمارند و مقام علمي . ميانسالان فرهيخته و دانشمند را پاس ميدارند و دست نياز به سوي خردمندان و جهانديدگان خود دراز مي کنند تا آنان از درياي وجود فقهي و معنوي خويش ايشان را سيراب نمايند.امروز مراجع بزرگوار تقليد که بهترين و انديشه ورز ترين افراد جامعه در فقه و معنويت و ديانت هستند اين دردانه هاي با ارزش و قيمتي را در اين ديار زرخيز مي شناسند؛ که نوشته هاي اين حضرات در تجليل از مقام علمي و معنوي کساني که چه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي و چه در صحنه هاي گوناگون بعد از آن ، علم ،درايت و خلوص خود را به منصه ظهور رسانيده اند ؛ مهمترين گواه بر اين مدعاست اما بايد افسوس خورد که چرا بعضي ارزش اين همه ذخاير غني را نمي دانند ... آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي کرد.اين سخن درستي است که علماء عزيز ما با توجه به آنچه در مکتب وحي آموخته اند بي اعتنا به عناوين علمي و يا اقبال و ادبار اين و آن هستند و البته اين وظيفه الهي آنان است؛ اما آيا اين مهم چيزي از تکليف ديگران مي کاهد ؟ آيا خداوند خود نفرمود که : و الّذين اوتوا العلم درجات؟ ايا رسول اعظم (ص) نفرمود: علماء امتي افضل من انبياء بني اسرائيل؟ و آيا امير کلام مولي الموحدين علي(ع) نفرمود : من علّمني حرفا فقد صيّرني عبدا؟
آيا مي توان ساکت و صامت از کنار اين همه حجت و براهين آشکار در وجوب تجليل از مقام علماء گذر کرد و خود را به اين دل خوش نمود که چون حضرات آقايان خود نسبت به اين مقوله بي اعتنايند پس ما هم بايستي چنين باشيم؟ در حالي که شرع و عقل، حکم به اکرام و بزرگداشت قولي و عملي از ايشان مي نمايد.
در اين ميان تکليف رسانه هاي جمعي سنگين تر است چرا که ايشان به عنوان چشم و گوش و زبان گوياي جامعه بايد منعکس کننده حقايق و معرّف گنجينه هاي اين سرزمين باشند و البته پاسخ به اينکه آيا تا به حال چنين بوده است يا خير را به يک ارزيابي منصفانه ارجاع مي دهيم .شايان اهميت است که بايد توجه داشت ،به همان ميزاني که تملق گويي و چاپلوسي مذموم و نکوهيده است، کم توجهي و ارزش ننهادن به مقام علماء و بزرگان نيز نشان رَشک و حسادت است، که ريشه هاي ايمان را مي سوزاند و بناي عمل صالح را ويران مي نمايد.
خلل پذير بود هر بنا که مي بيني مگر بناي محبت که خالي از خلل است
در هر حال حوادث و فتنه پس از انتخابات رياست جمهوری فرصتي دوباره پدید آوردتا کاستي هاي قصور و تقصيرها را در باره علماء وارسته که در همه شرايط به خوبي از عهده امتحان بر آمده اند و همچنان مردمي مانده اند را جبران نماييم .
فرصتي است تا باور کنيم که اين استان با وجود استوانه هاي علمي ـ فقاهتي و مجتهديني که دارد همچنان مي تواند دارالعلم بماندو بالأخره فرصتي است تا قدر شخصيت هاي وزين علمي ـ انقلابي و معنوي خود را بيش از گذشته بدانيم و در پرتو فقاهت و درايت و ذکاوت ايشان فارس را به جايگاهي که شايسته آن است برسانيم به شرط اينکه نگاه هايمان را از يکسونگري و تنگ نظري ها برداشته و با سعه صدر و حفظ حرمت صاحبان فضيلت به افق نظاره کنيم و در انتظار آينده اي سبز باشيم.
إنتهضوا الفُرص فإنّها تمرّ مرّ السّحاب
فرصتها رامغتنم شمارید پس بدرستی که آنها در زندگانی شما چونان ابر به سرعت در گذرند.
« محمد مهدی جاويد »





