» حقيقت اعتدال (یکشنبه 25 بهمن 1388)
بازديد : 103
بسم الله الرحمن الرحیم
در تبعیدگاه بندر لنگه نامه ی گروهی از روحانیون طراز اول استان فارس به دست روحانی جوانی رسید که تحمل زندان و تازیانه های رژیم ستم شاهی و تبعید سراوان را در کارنامه ی مبارزاتی خود داشت . نامه در سال 1357 خطاب به حضرت آیت الله آقای حاج سید علی اصغر دستغیب نگاشته شده بود که در آن سال سی و سومین بهار عمر خود را می گذرانیدند.
روحانیون بزرگوار که هر کدام به اقتضای طبعیت علم و و مقتضیات دانشمندان بعضا دارای مشرب های گوناگون هم بودند در تجلیل از این عالم مبارز به نقطه ی اشتراک رسیده بودند.
ایشان همیشیره زاده ی شهید محراب حضرت آیت الله آقای حاج سید عبد الحسین دستغیب (قدس) بودند و گرایش و علاقه ی به آن مهذب نفوس و فقیه مجاهد امری طبیعی بود اما این مطلب هیچ گاه باعث نشده تا از درک محضر فقیه اهل بیت حضرت آیت الله حاج شیخ بهاء الدین محلاتی (قدس) غافل شوند و لذا شخصیت ایشان در بین طیف روحانیت محبوب بود.
با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران این نقش پر رنگ تر و برجسته تر شد و در مسیر ساماندهی جامعه بسیار مؤثر و کارساز بود که پرداختن به همه ی زوایای آن مجال و حوصله ی دیگری را می طلبد.
در همه فراز و نشیب های دوران سی و یک ساله انقلاب اسلامی سیره و روش ایشان، توجه به همه ی جناح های موجود در جامعه و تأکید بر استفاده ی از همه نیروهای وفادار به نظام و ولایت فقیه و خط نورانی حضرت امام خمینی (ره) بوده است.
در قضایای سال 1364 شیراز نقش مرضی الطرفین بودن و هوشیاری و به لحظه عمل به تکلیف نمودن ایشان آن چنان درخشنده بود که روش معظم له مورد تأیید و تقدیر بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی اعلی الله کلمته قرار گرفت.
حفظ روابط در چارچوب انقلاب اسلامی و اهداف آن ، با خاندان معزز دستغیب از یک طرف و شرکت در نماز جمعه شیراز از سوی دیگر باعث شد تا مردم به صورت فطری و گرایش طبیعی این سیره را بپذیرند و در اختلافات جناحی در سطح جامعه و یا در دانشگاه بین انجمن اسلامی و جامعه اسلامی سخن ایشان را به عنوان شخصیت مورد قبول طرفین ، فصل الخطاب مسائل خود قرار دهند.
پر واضح است که اتخاذ این روش از سوی افراطیون جناح ها مورد هجوم قرار می گرفت اما دور اندیشی و مدارای با آنان، راه را برای هرگونه سوء استفاده می بست، و البته در این راه اعتدال را هم به صورت عملی نشان می دادند به طور مثال اگر در انتخابات ریاست جمهوری دوره ی هفتم از کاندیدای جناح راست حمایت نکردند اما ضمن انتشار اطلاعیه ای در آخرین روزهای تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری، راه را بر سوء استفاده جناح چپ نیز بستند و مردم را در انتخاب مختار و دارای عقل و رشد بالای سیاسی اجتماعی دانستند.
نکته ی مهم در طول همه ی این دوران پر حادثه آن است که حضرت ایشان هرگز به جناح ها و هواداران آنها اجازه ندادند تا از وجود ایشان به عنوان ابزار و یا احیانا سکوی پرش به سوی اهداف جناحی و حزبی استفاده نمایند؛ این روش گرچه به زعم بعضی سیاسیون  ناخوشایند بود اما از طرف مردم به شدت مورد استقبال قرار گرفت که نشانه های بارز آن هم در انتخابات مجلس خبرگان رهبری دوره سوم و چهارم آشکار شد آنجا که با وجود همه جو سازی ها و نا مهربانی ها با اکثریت قاطع و بسیار چشمگیر این مجتهد عالی قدر را به عنوان ناینده اول خود در مجلس خبرگان رهبری انتخاب نمودند و حمایت گسترده خود را از روش و سیره سیاسی اجتماعی ایشان با صدای بلند فریاد کردند.
البته به همان میزان که مردم شریف نسبت به این راه و روش اقبال داشته اند، منافقین و معاندین نظام هم از این همگرایی و ایجاد وحدت در جامعه به شدت خشمگین هستند و نمونه ی آن هم طرح بمب گذاری در حوزه علمیه رضویه شیراز (مستقر در مجموعه فرهنگی مذهبی شاه قیس )توسط ضد انقلاب است که به لطف خداوند ناکام ماند.
با توجه به حوادث و پیشامد های پس از انتخابات خردادماه 1388 و موضع گیری های به عمل آمده، بعضی این سؤال را مطرح کردند که آیا موضع گیری در مقابل یک گروه ، خروج از روش اعتدال نیست؟
پاسخ در عین روشن بودن نیاز به شرح و بسط مختصر دارد:
در طول همه ی سالیانی که حضرت آیت الله آقای حاج سید علی اصغر دستغیب دام عزه العالی به هر دو جناج موجود در جامعه بها می دادند و در مجالس هر دو طرف شرکت می نمودند و هر دو گروه را به وحدت و صمیمیت بیشتر دعوت می کردند، مسئولین نظام و در رأس همه ی آنها حضرت امام خمینی (ره) و حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) این مطالبه به حق را از ایشان داشتند که به لحاظ مرضی الطرفین بودن، دلها را به یکدیگر نزدیک نمایند و لذا با همه مشقات و دشواری هایی که در این مسیر وجود داشت با عنایات خداوند متعال این مسیر نورانی را پیمودند چون همه ی گروه های موجود وفادار به اصل نظام اسلامی و مطیع و حامی ولی امر بودند و فصل الخطاب بودن فرمایشات مقام معظم رهبری را قبول داشتند.
اما در فتنه بزرگ پس از انتخابات ریاست جمهوری در ابتدا تلاش می شد تا اختلاف نظر دو جناح موجود عمده شود و از این ره گذر هم رخنه در صفوف به هم فشرده  مردم نمودند؛ امّا به تدریج با فاصله گرفتن از زمان برگزاری انتخابات معلوم شد که قضیه از اختلاف نظر دو جناح فراتر رفته است تا آنجا که در آشوب های خیابانی و سخنرانی ها ، اصل نظام و ولایت فقیه زیر سؤال می رفت و پشتیبانی رسانه های بیگانه نیز از این جریان معاند که روز به روز شدت می یافت نشان از یک توطئه عمیق و برنامه ریزی شده برای براندازی نظام اسلامی داشت.
توهین به تمثال حضرت امام خمینی (ره) و وقایع تلخ سوت و کف زدن ها در عاشورای حسینی نشان داد که دیگر بحث جناح ها و اختلافات درون خانواده نظام مطرح نیست چرا که دشمن نقاب انداخته و آشکارا به حمایت همه جانبه از جریان مخالف پرداخته بود و برای هر سخنران  هم ولو روحانی که بر اساس رأی و خواسته هایش سخن می گفت ، کف و سوت می زد و در رسانه آمریکایی VOA  و BBC انگلیس هم علاوه بر پخش تصویر و سخنرانی آنان با صفت شریف از ایشان یاد می کرد.
بسیار کوته نگری است که با این همه بیّنه و دلیل واضح و آشکار باز هم بخواهیم قضایا را در چارچوب اختلاف دو جناح ارزیابی کنیم. چرا بعض مؤمنین بزرگوارانه فریب دشمن را می خورند و در مسیری که دشمن ترسیم کرده است حرکت می کنند ؟ اکنون دیگر بحث مدافعین و موافقان نظام اسلامی از یک سو با معاندین و مخالفین نظام اسلامی از سوی دیگر مطرح است و این که در این آزمون بزرگ و فتنه آشکار ما در کدام صف می خواهیم قرار داشته باشیم؟
دیگر بحث فلان آقا با فلان آقا مطرح نیست که ما با اتخاذ یک روش اعتدالی بخواهیم این دو گروه را به هم نزدیک کنیم. سخن از دفاع جانانه از ناموس انقلاب اسلامی از یک سوء و مقابله با دسیسه پردازان و عروسک های خیمه شب بازی آنان از سوی دیگر است. آیا در مقابل اینها می توان روش اعتدالی ظاهری را پیشه نمود؟
بنابر این اعلامیه ها و بیانات روشنگرانه حضرت آیت الله آقای حاج سید علی اصغر دستغیب نیز در همن راستا باید مورد ارزیابی قرار گیرد و جان کلام  آنکه : روشن ساختن راه از بی راهه و سره از نا سره که وظیفه بزرگ عالمان دینی و متعهدان نورانی سیرت است همان تکلیف سترگی است که استاد فرزانه ما به لطف حق با هوشمندی انجام داده اند ، و این همان حقیقت و جوهره اعتدال در فرهنگ اسلام ناب محمدی (ص) است.
و الحمد لله رب العالمین.
 «محمد مهدی جاويد»