»
حضور حضرت آيت الله دستغيب در جمع معتكفين مسجد شهداء
(یکشنبه 6 تیر 1389)
بازديد : 141
همزمان با بانگ اذان ظهر روز دوم اعتكاف، منتخب اول مردم فارس در مجلس خبرگان رهبري، در مسجد شهدا حاضر شده و ضمن قدرداني از برگزاري با شكوه اعتكاف در اين مسجد اظهار داشتند:
فمن کان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لايشرک بعباده ربه احدا
اگر سوال بشود که اين انبوه جمعيت که اکثرا هم جوانان عزيز هستند براي چه اينجا آمده اند با اين شور و شوق اقران و امثال خودشان را پشت سر گذاشته اند علائق مادي و دنيوي را رها کرده اند سه شبانه روز در اينجا جمع آمده اند جوياي چه هستند چه مي خواهند پاسخ قطعي اين است که اميد وار به لقا الله هستند لقا و ملاقات پروردگار خود را مي طلبند.در اینجا داستان موسي کليم الله و عشق آسمانی او به خداوند تداعي مي شود .
خداوند با بياني شيرين و لطيف در قرآن اين مطلب را بيان مي فرمايد : موسي عليه السلام به عنوان ميعاد به کوه طور دعوت شده يود که در ضمن الواح هم به او سپرده شود تعدادي از بني اسرائيل هم به همراه او حرکت کردند اما موسي شتابان به سمت ميقات راه را طي کرد تا جائي که افرادي که با او بودند عقب ماندند خداوند از کليم خود سوال مي کند وما اعجلک عن قومک یا موسی.(چه چیز باعث شد که شتابان آمدی و قوم تو عقب ماندند) قال هم اولاء علی اثری و عجلت الیک رب لترضی. (موسی در پاسخ گفت پروردگارا من که شتابان آمدم براي اين بود که تو خشنود شوي) اين جاست که رابطه عشق خدا به موسي و موسي به خدا جلوه مي کند.
اگر کسي بي خبر باشد از اين حقيقت اينجا براي او شگفت است که چگونه موسي به همراه جمعي به سوي ميقات حرکت کرد اما آنچنان اين راه را شتابان طي کرد که بقيه جاماندند ؟ براي کسي که آشناي به عشق حقيقي است مساله حل شده است آن هائي که مي دانند معبود حقيقي کمال مطلق است هر چه را در هر جا پيدا مي کنند در ذات حضرت احديت اساس آن است که هرچه خوبان همه دارند تو يک جا داري کسي چيزي از خود ندارد جز آن چه از طرف خداوند به او افاضه شده است.
موسي چون لذت وصال و مناجات با پروردگار خود را چشيده بود اين چنين براي رسيدن به ميعاد بي قرار بود .اين شتاب و حرکت اختياري موسي نبود .امام صادق عليه السلام در توصيف کسي که داراي اين نوع از اشتياق است جملات جالبي دارند بعد هم کلام خود را ارتباط مي دهند به حضرت موسي عليه السلام.
حضرت مي فرمايد : المشتاق لا يشتهي طعاما , ولا يلتذ شرابا , ولا يستطیب رقاداً , ولا يأنس حميما , ولا يأوى داراً , ولا يلبس ثيابا , ولا يقر قرارا , ويعبد الله ليلاً ونهاراً , راجيا بأن يصل إلى ما يشتاق إليه , ويناجيه بلسان الشوق معبراً عما في سريرته , كما أخبر الله تعالى عن موسى في ميعاد ربه : وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَى
آن کس که اشتياق به خدا دارد نه اشتهاي خوراک دارد نه لذتي از نوشيدني ها مي برد نه به فکر خواب و استراحت است و نه انس با دوستي پيدا مي کند و نه در خانه ای ماوی مي گيرد ونه انچنان لباسی می پوشد و نه ارام و قراری دارد شب و روز عبودیت و بندگی خدا میکند به اميد آن که واصل شود به آن چه مشتاق آن است با زبان شوق که حاکی از سریره و باطن وی است با خدا نجوا میکند همان گونه که خداوند از موسي در ميعادش خبر داده است.
اين بدان معنا است که موسي حالت شوق به خدا داشت که اين امر برايش پيش آمد سي شب وعده داشت اما ده شب ديگر به آن اضافه شد.
و واعدنا موسي ثلاثين ليله و اتممناها بعشر فتم ميقات ربه اربعين ليله
ميقات موسي با اضافه شدن ده شب ديگر تتميم گرديد . تتميم در آيه به چه معناست ؟ يعني اشتياق پايان نيافته است .هم خدا مي خواهد هم موسي لذا مي فرمايد و اتممناها بعشر ما آن را به ده شب دیگر تکميل کرديم.
شما سه شبانه روز معتکف هستيد بايستي و قتي اعتکاف تمام مي شود نيز معتکف باقي بمانيد . يعني اين علاقه و شوق را بايد با ياد خدا حفظ کنيد . از مرحوم حاج آقا جواد انصاري نقل شده که يکي از شاگردانشان از ايشان پرسيد وقتي در محضر شما هستيم حال خوبي داريم براي وقتي که بيرون ميرويم دستوري بدهيد ايشان ذکر يا حي و يا قيوم را دستور مي دهد .اين بدين معناست وقتي هم از شرائطي که حال خوبي براي شماست خارج مي شويد با اين دو اسم که از اسماء الهي است خودتان را حفظ کنيد .
راه اندازي اعتکاف و تدارک آن کار ابراهيمي و اسماعيلي است چرا که خداوند مي فرمايد ان طهرا بيتي للطائفين و العاکفين و الرکع السجود اين دو پيامبر الهي مامور شدند خانه خدا را تطهير کنند براي کساني که براي طواف و يا اعتکاف وارد مي شوند اين کار کار بزرگي است و کساني که دربرپایی آن تلاش مي کنند در ثواب معتکفين سهيم هستند بدون آن که از معتکفين چيزي کاسته شود چون خداوند ذوالفضل العظيم است هرچه بدهد چيزي از او کاسته نمي شود و بندگان او هم داراي ظرفيت بسيار بالائي هستند و ما اين ظرفيت را از کلام اميرالمومنين علي عليه السلام متوجه مي شويم که فرمودند : ان هذه القلوب اوعيه و خيرها اوعاها اين قلب ها و دل ها حکم ظرف را دارند و بهترين آن وسيع ترين آن ها است . البته اين به ان معنا نيست که قلب ها داراي اندازه مشخص است و تا آخر هم با همين ظرفيت باقي مي ماند بلکه بايد توجه داشت که قلوب انسان ها قابل توسعه و تضييق است يعني شخص مي تواند گنجايش دل و جان خويش را افزايش دهد و سعه وجودي پيدا کند . فرصت اعتکاف و جواني مي تواند اين ظرف را سعه بدهد و ظرفيت آن را بالا ببرد و بهترين ها را در خود جا بدهد. اگر کسي جواني خود را به غفلت گذراند اين قلب ظرفيت بالائي پيدا نمي کند و اگر در سنين بالا هم تنبهي براي او پيدا شد قدرت اينکه دل را وسعت ببخشد نخواهد داشت و اگر در غفلت هم ماند قلب اودر اثر گناهان قساوت پيدا کرده و مي ميرد و مي شود ميت بين الاحياء مرده اي در بين زندگان.
بر ماست که خداوند را به خاطر اين توفيق ونعمت شاکر باشيم و از او طلب کنيم که اين نعمت را از ما نگيرد . بايد يک راه را که راه ورودي قلب است باز بگذاريم تا افاضات الهي را در دل و جان خود جا بدهيم و از طرفي راه خروجي را ببنديم ، راه خروجي همان است که دشمنان دل و جان انسان که عبارت از شياطين و نفس اماره اند از ان نفوذ مي کنند و سر سخت ترین دشمن نفس اماره امی باشد اعداء عدوک نفسک اللتي بين جنبيک .
در روايت است کسی که در جهاد في سبيل الله شرکت کرده و در راه خدا کشته شده اجرش از کسي که مواجه با معصيت بشود و عفاف بورزد بيشتر نيست .اين جهاد اکبر است و خيلي عظمت دارد انساني که کف نفس دارد و پايداري مي کند درست مثل ملکي مي شود .
بايستي توجه داشت مراتب بالا را با کم کاري نمي دهند بلکه انسان بايد جهاد کند تا به دست بياورد و از خداوند بخواهد که به او توفيق استقامت عطا بفرمايد و اين استقامت با دعاي غريق آسان تر مي شود
يا الله يا رحمن و يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينک
خدا يا تو مقلب القلوب هستي قلب هاي ما را بر آئين خود ثابت بفرما و عاقبت ما را ختم به خير بگردان چرا که ما فرداي خودمان را نمي دانيم .
گاهي بعضي از انسان ها دغدغه و ترسي که از مرگ دارند بيشتر است از دغدغه اي که نسبت به عاقبت خود دارند در حالي که مرگ يک امر حق است و اگر کسي اهلش باشد و شيعه علي عليه السلام باشد از مرگ هراسي ندارد و آن چه موجب ترس او ميشود عاقبت خودش است که نکند پس از سال ها در صراط مستقيم حرکت کردن در يک لحظه تمام آن چه در اين سال ها براي آن تلاش کرده بود حبط بشود الهی لا تکلني الي نفسي طرفه عين ابدا خدايا به اندازه يک چشم بر هم زدن ما را به خودمان وا مگذار
صوت سخنرانی حضرت آيت الله دستغيب :





گزارش تصويری